تبليغاتX
شاهراه شعر من

شاهراه شعر من

محمد بهمن بیگی

روز معلم را گرامی میداریم و در غم هجران معلمی که از جنس مردم بود زانوی غم به بغل میگیریم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 18 اردیبهشت1389ساعت 17:23  توسط مجتبي صفري سروك   | 

اتاقم تاريك وغم هم فراوان است،تنهاي تنهايم،حتي صداي جرجر هم از

صندلي شكسته ام نميشنوي، اين روزها  قناري هم با پنجره قهر كرده

اند،جيرجيركها عاشق سرما شده اند،آه كه چقدر دلم تنگ شده براي

 سيگارهايي كه هرگز نكشيدم،چه فضايي است اينجا! وتنها شاهد من

تابلوي سياه كوچكي است كه خود ساختم،كه اوهم ديروز در بازار كساد

 نگاهها يك پرده از جنس غبار خريد تا خود را زير آن پنهان كند، و تنها

اميد من اين است كه درِ خانه را قفل كرده باشم و تلفنم را كه تنها يك شماره

 در آن است،خاموش كرده باشم، تا  كسي نتواند اين خلوت غرور انگيز

 مرا تسخير كند.

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 0:9  توسط مجتبي صفري سروك   | 

ايه هاي احساس

+ نوشته شده در  دوشنبه 7 اردیبهشت1388ساعت 0:0  توسط مجتبي صفري سروك   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 23:57  توسط مجتبي صفري سروك   | 

دیدگانِ مردمِ بی درد

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 فروردین1388ساعت 19:26  توسط مجتبي صفري سروك   | 

نظرت را برای شعر اول بر دیده منت می شنویم ((آره دیده ی منت)

+ نوشته شده در  شنبه 19 بهمن1387ساعت 17:26  توسط مجتبي صفري سروك   | 

مهریۀ زهرا

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 11:5  توسط مجتبي صفري سروك   | 

یک شاخه رُزِ قرمز

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 10:58  توسط مجتبي صفري سروك   | 

تجلی خدا

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 بهمن1387ساعت 10:43  توسط مجتبي صفري سروك   | 

عشق شقایقها

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 اردیبهشت1387ساعت 10:53  توسط مجتبي صفري سروك   |